عزیزان ما سی و چهار ماهه شدن...
عزیز های دل مامان و بابا سی و چهار ماهگیتون مبارک
تو یه صبح سرد زمستونی میری اتاق کوچولو هات
نگاهشون میکنی عین فرشته ها معصوم و آروم خوابیدن
دلت طاقت نمیاره پسرک مهربونت رو بغلش میکنی
میاری کنار خودت پیشش دراز میکشی
سرش رو آرومم بلند میکنه میذاره روی سینه ات ...... دستش
را تو دستت میگیری بوش میکنی ........ بوی بهشت میده
......با ولع تموم باز بو میکنی دلت میخواد این لحظه هیچ وقت
تموم نشه ...!!
بوسش میکنی شیرین ترن مزه دنیا را با تموم وجودت حس
میکنی ...... بعد تو همین لحظه ها یه دست کوچولو آروم
صورتت رانوازش میکنه و بعد یه بوس و بعد دوتا نقطه سیاه زل
میزنه و چشات و یه لبخند شیرین ...........براستی لذتی از این
بیشتر توی دنیا هست ؟؟؟
بعد با شیطنت و سرو صدای پسرک شیطون
دختر ناز مامان هم از خواب بیدار میشه و
از همون فاصله میگه صبح بخیر مامان جون
بدو بدو میری به سراغش و با لبخند زیباش می پره
تو بغلت و لذتی بیشتر از تمام خوبی های دنیارو به تو میده
فرشته های عزیرم ممنونم به خاطر دادن این همه حس خوب به من
حالا نگاهی به ثبت لحظات شیرین ماهی که گذشت
.
.
.
.
باز هم تولد هیچکس
یک شب بابا امیر یک کیک کوچولو خریده بود برای عصرونه که طبق معمول
تا کیک رو دیدین گفتین آخ جون تولد. پس بادکنک هاش کجاست.
بابا امیر هم دوباره رفت و با کلی بادبادک رنگی برگشت
ولی دوباره گفتین شمع چرا نداره . گشتیم تو خونه فقظ یک شمع
با عدد 4 و دوتا شمع کوچولوی دیگه داشتیم که دیگه همونارو گذاشتیم
و شما فوت کردین و تولد بازی کردین.
لباساتون هم خودتون انتخاب کردید و به قول خودتون تبپ زدید
این کتی که تن امیرعباس هست تو کل فامیل و دوستان معروف شده و
تقریبا هر لباسی میپوشه این کت که البته مال یکسالگیشه هم
روش میپوشه از علاقه زیادی که به این لباس داره






شیطنت های روزانه فرشته کوچولوهای ما



ارغوان خانوم گل رفته کنار دسته گل
این دسته گل رو بابا برای مامان خریده بود ولی تا وارد خونه شد
دوقلوها پریدن جلو و گفتن مرسی بابا گه دوتا گل برای ما خریدی.
بعد گفتن پس گل مامان کجاست چرا برای مامان گل نخریدی؟


کوتاه کردن موهای امیر عباس
آرایش کودک موکا - مرکز خرید پارسیان


قبل از اصلاح




بعد از اصلاح




تولد هلیا، دختر دایی رضا
1394/09/29






شب یلدا 1394
شب یلدا خونه مامانی بودیم و مامان کلی شیرینی های خوشمزه
درست کرده بود و طراحی و تزیین میز یلدا هم کار مامان بود.


اینم یک عکس از شب یلدا 1392 وقتی که دوقلوها یک ساله بودن

مدل موهای ارغوان بعد از باز کردن بافت
جلوی موهاش که مامان براش بافته بود

اینم پرنسس کوچولوی ما در عروسی پسر خاله مامان

اینم یک عکس از عروسک و دامادک ما که برای یک عروسی
تو تابستون هست و تو عروسی پسر خاله بدستمون رسید.

اولین برف بازی دوقلوها در سال 94 - اوشان فشم







شب سال نو میلادی 2016

عکس های دوقلوها در اینستا گرام که بیشترین
لایک رو در سال 2015 میلادی گرفته بودن

رستوران فست فود بنتاتی - تهرانپارس
یک شب که برای خرید بیرون رفته بودیم امیر عباس گفت که پیتزا می خواد
و رفتیم سفارش دادیم تا آماده شدن غذا امیر عباس طبق معمول
کلی شیطونی کرد و آخر ظرف روغن زیتون ر از روی میز انداخت
و اومدن سریع جمع کردن ولی امیر عباس خیلی ترسید و ارغوان هم
اخماش رفت تو هم ولی بعد از چند دقیقه دوباره شیطونی ها شروع شد...


"الهی که همیشه لباتون خندون و دلاتون شاد باشه"



عزیزان ما سی و چهار ماهه شدن... 



